علوم اجتماعی یا علوم طبیعی؟: بحران زیست محیطی را با کدام علم پیگیری کنیم؟
ارائه: جناب آقای امیر حافظارائه: آقای امیر حافظ - کارشناسی جامعه شناسی از دانشگاه تهران، دبیر کانون مطالعات محیط زیست دانشگاه تهران
دیگر لازم نیست برای نشان دادن ابعاد گسترده تغییرات اقلیمی و پیامدهایش به آمارهای انتزاعی متوسل شویم. حالا دیگر اثرات گرم شدن زمین بر زندگی روزمرهمان قابل لمس شده است. تقریبا همهمان میدانیم که باید برای جلوگیری از انقراض گسترده گونهها کاری کنیم. اما این اطمینان هم منجر به آن نمیشود که گامهای عملی معینی را پیش پای خودمان ببینیم. ما با وجود آنکه از پیامدهای قریب الوقع تخریب محیط زیست آگاهیم، اما همچنان نمیتوانیم از مصرف سوختهای فسیلی و پلاستیک دست برداریم. ما سرگردان و مضطربیم و منتظر یک پاسخ برای پرسشمان هستیم. اما از کدام طبقهبندی از علوم میتوان سوالمان را بپرسیم. تقسیم بندی میان علوم طبیعی و علوم انسانی و اجتماعی، زمینهای مشخص در تاریخ غرب دارد. تمایز میان شناخت جهان طبیعی خارج از دخالت انسان با شناخت جهان انسانی درگیر اخلاقیات، احساسات و منافع ریشه در بنیان علم مدرن دارد. حال این تقسیمبندی تثبیت شده در سراسر دانشگاهها و مدارس در جهان مدرن به سردرگمی ما درباره مسئله محیط زیست مرتبط است. عالمان علوم طبیعی، با اندازهگیریهای دقیق و انواع شیوههای آزمایشگاهی، مسئله محیط زیست را در گرو پاسخی فنی-مهندسی میبینند. از این منظر مسئله تغییرات اقلیمی با پیشرفتهای تکنولوژی قابل کنترل خواهد شد. این یک وعدهای است به جهانی که غذا و حتی شاید هوای قابل تنفس توسط تکنولوژی تولید خواهد شد. از سویی دیگر، علوم اجتماعی در این مورد توجه ما را به شبکه منافعی جلب میکند که متکی به استخراج و تخریب محیط زیست است. آنها نشان میدهند که مصرف سوختهای فسیلی و جایگزینی آن با انرژیهای پاک تنها یک تصمیم فنی مبتنی بر پیشرفت تکنولوژی نیست. بلکه یک تصمیم بزرگ سیاسی است. اما سیاستی که بر مبنای سوخت فسیلی سامان یافته است و از آن سود میبرد، به سادگی این تصمیم سخت را خواهد گرفت؟ این کارگاه میخواهد این موضوع را برجسته کند که اگر تغییرات اقلیمی بستر نگریستنمان به جهان باشد، کدام یک از علوم متمایز موجود در جهان میتواند به ما کند؟
ثبت دیدگاه